سیدجلال‌الدین آشتیانی

0

علامه سید جلال‌الدین آشتیانی را باید به حق، زنده کننده آثار حکما و مشعل‌دار حکمت و عرفان نظری دانست. او استاد اجلّ فلسفه و خصوصاً حکمت متعالیه و مروّج طراز اول آن محسوب می‌شد، با این همه هیچ صبغه تقلید و عصبیتی نسبت به آن نداشت و اگر نقد و نقضی در آن می‌یافت، آشکار می‌کرد. مرتبه ایشان در فلسفه بدان حد بود که پروفسور هانری کربن او را «ملاصدرای زنده» می‌نامید، و استادش مرحوم رفیعی قزوینی وی را «سید ­الحکماءالالهیین» لقب داده بود. اما افتادگی و تواضع چنان ملکه وجود شریفش بود که می‌گفت: «اگر ملاصدرا این بنده را یکی از خوشه‌چین‌های خرمن فیض خود محسوب فرماید، در حق بنده غلو کرده است.»

به ساحت مقدس حضرت سیدالشهداء(ع) عشق می‌ورزید و از آن حضرت با هیجانی خاص به «مطلب‌العشاق» تعبیر می‌کرد.

روحیه آزادگی، دوری از دنیا، عشق به مطالعه و تحقیق از ویژگی‌های بارز او بود. بیشتر ساعات زندگی‌اش به کار علمی می‌گذشت، ولی با تواضع و تقوا، آثار خویش را “شرح جهل” می‌خواند. می‌فرمود: «به راستی پیوسته به فکر مرگم و این باور را پیدا کرده‌ام که این اقدامات نشریه‌ای و شرح جهل‌ها، محصولی جز شرح خود کردن و اطفای هوای نفس ندارد. اگر چیزی در قیامت قابل قبول و عرضه کردن باشد، به شرط آنکه تمام جوانب آن را اخلاص فرا گرفته باشد، همانا بی سر و صدا، خدمت به خلق کردن است.» هنگامی که این سخنان را می‌گفت، اشک محاسنش را تر می‌کرد.

 کتاب افلاکیان خاک نشین، چاپ ششم، صفحه ۲.

پاسخ دهید