عبدالکریم روشن

0

 کتاب افلاکیان خاک نشین، چاپ ششم، صفحه ۴۸.

وی از نادر کسانی بود که برای دریافت‌های ذوقی، استدلال فلسفی و قرآنی و روایی می‌آورد. آیت‌الله سید جلال آشتیانی دربارۀ مقام شامخ علمی وی می‌فرمود: «آقا میرزا مهدی آشتیانی اگر یک شاگرد داشته باشد، همان آقای روشن است.»

وی حکیمی عارف و صاحب‌نظری کم‌نظیر در علوم عقلی بود. بی‌توقع و بی‌تکبر زندگی می‌کرد و به زخارف دنیا اعتنایی نداشت. بارها مراجع دانشگاهی قصد داشتند به ایشان مدرک دکترای علوم انسانی اعطا کنند و او نپذیرفت. با وجود مقام والای علمی و عرفانی، بیش از پنجاه سال برای امرار معاش به کار میرزایی تجارتخانه‌ها مشغول بود و از قبول هر نوع وجهی در قبال تدریس خودداری می‌کرد.

ایشان همچون استاد بزرگوارش، میرزا طاهر تنکابنی، بر این عقیده بود که وظیفۀ ما همان فهم افادات قدماست و شاید بر همین اساس است که اثر مستقلی از او در دست نیست. به عرفان بسیار علاقه‌مند بود و بارها می‌فرمود: «اگر عرفان بی‌اهمیت باشد چرا مولای متقیان(ع) در دعای کمیل می‌گوید: یا غایه آمال‌­العارفین!» این استاد فرزانه قرآن و نهج‌البلاغه را حفظ بود.

روزی در محضر آیت‌الله روشن، ذکر خیری از یکی از بزرگان حکمت و عرفان به میان آمد. شاگردان را چنین گمان بود که مرحوم روشن آن شخص را جز به مقام علمی نمی‌شناسد، با این حال وقتی سخن از مراتب والای عرفانی آن بزرگ آوردند، چهرۀ آیت‌الله روشن به وضوح شکفته شد و فرمود: «خداوند بندگانی خاص دارد که در میان خلق پنهان‌اند.»

شیخ احمد مجتهدی بر جنازۀ مطهر او نماز گزارد و پس از نماز در حالی‌که اشکی بر گوشۀ دیدگانش می‌درخشید به حاضران گفت: «بشارت باد بر شما که از فضل نمازی که بر جنازۀ جناب میرزا خواندید از جمیع معاصی خویش پاک شدید، چرا که او یکی از اولیاءالله بود.»

پاسخ دهید