محمداسماعیل دولابی

0

 کتاب افلاکیان خاک نشین، چاپ ششم، صفحه ۴۴.۱

  • ولادت:؟ —   محل ولادت: تهران
  • وفات: ۱۴۲۴ق. —   محل دفن: قم
  • استاد عرفان: محمدجواد انصاری همدانی

پدر بزرگوارش معتمد محل و منزل‌شان همواره میزبان علما و برجستگان بود. در جوانی به شغل کشاورزی اشتغال داشت و از همان ابتدا آثار لطف و عنایت حق به ایشان نمایان بود. جذبه محبت اهل بیت علیهم­‌السلام همواره دلیل و راهنمای او بود و این محبّ صادق را با مشاهد مشرفه و مجالس خاندان عصمت و طهارت علیهم­‌السلام مأنوس ساخته بود.

عشق و ارادت خاصی به حضرت سیدالشهداء داشت. از خودشان نقل است: «یک بار بعد از گریه کردن بسیار بر امام حسین آمدم ایوان جلو اتاق دراز کشیدم ناگهان دیدم ملائکه فوج فوج از آسمان می­آیند و داخل سینه من طواف می‌کنند و برمی­‌گردند!»

سالیان متمادی مجالس او محفل انس و محبت و مورد توجه و اقبال عموم تشنگان معنویت و اخلاق بود. او با زبانی ساده و شیوا مطالب عرفانی و اخلاقی را بیان می­کرد.

از کلمات گهربار و دلنشین ایشان است که می­‌فرمود: «امیدوارم نهج‌­البلاغه را قبل از هر کتاب دیگر بخوانید. اگر دیدی کسی عالم و نابغه شد، علی یک تلنگر به قلبش زده است. کلام امیرالمؤمنین قوّت کمر شیعیان است. کمر انسان را قرص و محکم می­‌کند.»

کسانی که در محفل این پیر فرزانه حاضر می­‌شدند، گویی گمشده خود را در این جلسات هفتگی می­‌یافتند. چنان محبت اهل بیت علیهم­‌السلام را در دل­‌ها به جوش می­آورد که به محض بردن نام حضرت سیدالشهداء ناله­‌ها بلند می‌­شد و وقتی اشار‌ه‌­ای به وجود مقدس حضرت حجت(عج) می‌­کرد، اشک‌­ها سرازیر می‌­شد. می‌­فرمود: «غم یعنی انتظار؛ یعنی کیست که مرا بخنداند؟ غمی که در سرّ و نهان انسان است و آن را به مردم نشان نمی­‌دهد. عبادت می­‌کند، نماز می‌­خواند، مثل مردم لبخند می­‌زند تا اذیت نشوند، هر جا گریه می­‌کنند او هم گریه می­‌کند، اما آن غم علاج نمی­‌شود. آن غم، ظهور حضرت
ولی­عصر(عج) را می­‌خواهد، جمال امامش و ملاقات وجه­‌الله را می­‌خواهد. آن وقت مثل گل باز می‌­شود.»

 

پاسخ دهید